دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیشب با خدا دعوایم شد با هم قهر کردیم فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد رفتم گوشه ای نشستم چند قطره اشک ریختم و خوابم برد… صبح که بیدار شدم پدرم گفت: نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می آمد…

1392/02/14 - 13:51

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)