دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در امتداد رودی از حرف های نگفته سوار بر قایقی از هیچستان گذشتم از این سمت شهر به آن سمت وجودم پارو شدم ، تا در سطح آب زندگی بالا بیاورم نشد... طوفان شدم ، شاید غمگین شدند امواج شد یا نشد فرقی نمی کند کمی آنسوتر... هم آغوش سرما کبریت شدم سوختم سیگار فلسفه را سیگار پشت سیگار! لعنتی انگار مسیر آب عوض شده دلتنگ تر از دیروز پوچ تر از فردا ........

1392/02/15 - 10:45 در هذيان با آيينه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)