دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نشد یک لحظه از یادت جدا دل / زهی دل،آفرین دل،مرحبا دل / ز دستش یکدم آسایش ندارم / نمیدانم چه باید کرد با دل ... !/

1392/02/17 - 13:43 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

هزاران بار منعش کردم از عشق
مگر برگشت از راه خطا دل؟

به چشمانت مرا دل مبتلا کرد
فلاکت دل،مصیبت دل،بلا دل

از این دل داد من بستان خدایا
ز دستش تا به کی گویم خدا دل؟

درون سینه آهی هم ندارد
ستمکش دل،پریشان دل،گدا دل

به تاری گردنش را بسته زلفت
فقیر و عاجز و بی دست و پا دل

بشد خاک و ز کویت برنخیزد
زهی ثابت قدم دل،با وفا دل

...ابوالقاسم لاهوتی...

13 سال و 4 ماه و 13 روز و 14 ساعت و 57 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)