همیشه واسش درد دل میکردم. دوست داشتم باهاش باشم. دعوامون که میشد یکم بعدش اس میداد: با کی درد دل میکنی <img src=" > میگفتم جز تو کی دیوونهای مثل منو تحمل میکنه. زود زنگ میزد، میگفت به عشق من نگی دیوونهها فهمیدی؟!!!!!! بعدشم دوتایی میزدیم زیر خنده. روز آخر تو بیمارستان چشماشو نگاه میکردم، گود افتاده بود، مثل چشمای من. داشتم خفه میشدم. بهش قول داده بودم گریه نکنم. گفت با کی درد دل میکنی <img src=" > نتونستم جلو اشکامو بگیرم همینطور که اشکامو پاک میکردم با خندیدم و گفتم جز تو کی دیوونه ای مثل منو تحمل میکنه؟!!! یه قطره اشک اومد رو گونَش یه لبخند رو لبش….. رفت………….. حالا منم و یه ساعت که هیچ وقت جلو نمیره! منم و یه شماره تو گوشیم که هیچوقت یادم نمیکنه! منم و یه دنیا درد دل که واسه هیچکس تعریفشون نمیکنم! منم و …..
منم و يك ساعت كه هيج وقت جلو نمي ره...منم و يك شماره كه تو كوشيمه كه نمي تونم بهش زنك بزن...منم و يك مشت بغض و خاطره!!!منم و ...
13 سال و 4 ماه و 4 روز و 15 ساعت و 27 دقيقه قبل