دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مرد شصت و پنج ساله بود و زن شصت و شش ساله اش آلزایمر داشت تمام جراحی ها، اشعه ها و داروها استخوان های فک مرد را نابود کرده بود و حالا باید با سیم ترمیم میشدند هر روز زنش را مثل بچه ها پوشک میکرد با وضعی که داشت نمیتوانست رانندگی کند پس برای رفتن به بیمارستان ناچار بود تاکسی بگیرد و چون نمیتوانست درست صحبت کند مجبور بود مسیر را برای راننده بنویسد در آخرین ویزیت به او گفتند که یک جراحی دیگر لازم است روی گونه ی چپ و زبان به خانه برگشت پوشک زنش را عوض کرد دو ظرف غذای آماده روی اجاق گذاشت اخبار عصر را نگاه کرد تفنگ را برداشت روی شقیقه ی زنش گذاشت و شلیک کرد زن روی پهلوی چپش افتاد مرد بالای تخت ایستاد لوله ی تفنگ را توی دهانش کرد و ماشه را کشید صدا همسایه ها را بیدار نکرد ولی چند ساعت بعد بوی غذای در حال سوختن متوجه شان کرد کسی آمد، در را باز کرد و صحنه را دید کمی بعد پلیس ها سر رسیدند و تحقیقات همیشگی شان را انجام دادند آن ها دو چیز پیدا کردند یک دفترچه حساب پس انداز مسدود شده و یک حساب جاری با موجودی یک دلار و چهارده سنت خودکشی نتیجه ی تحقیقات شان بود!.سوختن در آب، غرق شدن در آتش - بوکفسکی

1392/02/17 - 22:40 در یک فنجان کتاب گرم
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)