دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

احمد
احمد
amir_re_2006

این روزا عمر عاشقی دوروزه ایشالا پیر عاشقی بسوزه بلا به دور از این دلای عاشق که جمعه عاشقند و شنبه فارغ! گذاشته روی میز من ، یه پوشه که اسم عشق‌های بنده توشه زری، پری،‌سکینه، زهره، سارا وجیهه و ملیحه و ثریا نگین و نازی و شهین و نسرین مهین و مهری و پرند و پروین چهارده فرشته و سه اختر دولیلی و سه اشرف و دو آذر سفید و سبزه ، گندمی و زاغی بلوند و قهوه‌ای و پرکلاغی ... هزار خانمند توی این لیست با عده‌ای که اسم‌شون یادم نیست! گذشت دوره‌ای که ما یکی بود خدا و عشق آدما یکی بود نامه مجنون به حضور لیلی می‌رسه اینترنتی و ایمیلی! شیرین می‌ره می‌شینه پیش فرهاد روی چمن تو پارک بهجت ‌آباد زلفای رودابه دیگه بلند نیست پله که هس ، نیازی به کمند نیست تو کوچه ، ‌غوغا می‌کنند و دعوا چهار تا یوسف سر یک زلیخا! نگاه عاشقانه بی‌فروغه اگر می‌گن: «عاشقتم» دروغه تو کوچه‌های غربی صناعت عشقو گرفتن از شما جماعت کجا شد اون ظرافت و کرشمه نگاه دزدکی کنار چشمه؟ کجا شد اون به شونه تکیه کردن کنار جوب آب ، گریه کردن دلای بی‌افاده یادش به خیر دخترکای ساده یادش به خیر من از رکود عشق در خروشم

1392/02/20 - 03:20
1 ديدگاه
احمد

اگر دروغ می‌گم ، بزن تو گوشم

تو قلب هیشکی عشق بی‌ریا نیست

حجب و حیا تو چشم آدما نیست

کشته دلبرند و ارتباطش

فقط برای برخی از نکاتش!

پرنده پر ، کلاغه پر ، صفا پر

صداقت از وجود آدما ، پر

دلا! قسم بخور ، اگر که مردی

که دیگه گرد عاشقی نگردی

ما توی صحبت رک و راستیم داداش

عشق اگه اینه ، ما نخواستیم داداش

13 سال و 4 ماه و 12 روز و 8 ساعت و 38 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)