دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مرد و زنی بودند که با هم توی کلبه شان در کنار دریا زندگی میکردند. وقتی بچه دار شدند و بچه شان بزرگ شد این بچه به دریا رفت و توی آب شنا کرد. کوسه ای از آب بیرون پرید و او را زد و آن پسر مرد. بار دیگر بچه دار شدند. باز هم کوسه بچه را کشت. مرد و زن دیگر دل ماندن نداشتند که در کنار دریا زندگی کنند. بارشان را بستند و از هر چه دریا بود دور شدند که دریا را نبینند. یک روز برای سومین بار بچه دار شدند. این بچه وقتی بزرگ شد از پدر و مادرش پرسید: مگر من خواهر و برادر ندارم؟ پدرش گفت: تو برادر داشتی، اما وقتی بزرگ می شدند کوسه آنها را میخورد، ما هم از کنار دریا بار کردیم و اینجا آمدیم. پسرش گفت: کوسه چه شکلی است؟ پدر وقتی شکل کوسه را روی زمین کشید، پسرک آن را خوب نگاه کرد و مُرد. کوسه/ چهل گیسو/ محمدرضا صفدری

1392/02/21 - 21:22
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)