دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقا این و بگم و برم.دیروز توی اتوبوس داشتم از داانشگاه برمیگشتم ظهر بود خیلی گرم اونم گرمای اهواز صندلیا پر بودن چند نفر سر پا بودن یه آقایی یه پلاستیک بزرگ گزاشته بود رو صندلی خودشم نشسته بود بعدش یه پسر داغون کنارم ایستاده بود هی میگفت ببین این مرد پلاستیکش جای یه نفر گکرفته اون آقاهه موهاش سفیده سر پاش بعدش با مرد بحسش شد هی میگفت تهرانیا فرهنگشون بالاست من تهران بودم چقدر فرهنگک داشتن و از این حرفا تا رسیدیم یه ایستگاه یه صندلی خالی شد پسره یه جری پرید نشست همه مونده بدیم اون پیرمده تا نادری سر پا بود من موندم خودش که انقد داغون بود و با مرد بنده خدا بحس کرد و 1ساعت مخ منو خورد چرا این حرفا میزد؟

1392/02/22 - 13:53
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)