دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پسری که مرا دوست داشت به سرعت با دوچرخه هرکولسش از کنار من و دوستم رد می‌شد و میگفت: غصه نخورین هر دوتا تونو می‌گیرم. ما نگاه می‌کردیم به شانه‌های پهن و پاهایش که محکم پا می‌زدند و ریز ، زیر بال چادرهامان می‌خندیدیم. ما غصه خوردیم وقتی پسری که مرا دوست داشت به جبهه رفت ، هر دو پایش را از دست داد. اول به خواستگاری من و بعد به خواستگاری دوستم آمد و شنید.

1392/02/22 - 18:23 در چهار راه
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)