دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از متنفر شده ام،هیچ چیز نمی خواهم بشنوم،چشم هایم را می بندم که ببرد و صدای را هم نشنوم ، ! درست وقتی که حالش را نداشتم که مثل خودش روانی بشوم و بی خیال بروم زیرش قدم بزنم از کجا تا کجا، شروع کرد به کردن شیشه ی اتوبوسی که داشت از توی رادیواش با کلمات می کوبید توی سر و صورتِ هرچی آدمِ کج و کوله و دوست نداشتنی که توی اتوبوس بودندفعصار هم است! دارد با خودش،می خواستم بیدار نشوم اصلاً و کور هم بشوم همه ی این هوا را ، ولی نشد،زنگ زدی، چشم باز کردم و دیدم که اتوبوس را خواب بوده ام اما، که ضبط صوت عهدِ عتیقِ را شکست امروز، تمام مدت داشته توی سرم جیغ می کشیده و بیدارم نگه داشته بوده،با انگشت روی شیشه ی بخار گرفته ی شعر نوشتم،صورتک های هم کشیدم چند تایی،می خواستم شکل آنها باشم . . .

1392/02/23 - 11:38
1 ديدگاه
یک آقایِ مثلا نویسنده

. . . حالا هیچی ندارم تا بچپانم توی گوشم و صدایش را بلند کنم تا لااقل فقط یک چیز بشنوم چند دقیقه ای،اوضاعِ تخریبناکی است . . .

13 سال و 4 ماه و 10 روز و 23 ساعت و 55 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)