دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در کاسه ی زمین و زمان نان گذاشتی../.. یک پنجره به سمت خیابان گذاشتی ../..اردیبهشت چشم تو بود و برای من ../..پلکی برای خواب زمستان گذاشتی

1392/02/24 - 11:28 در شب نامه
4 ديدگاه
فردایی دیگر

در کاسه ی زمین و زمان نان گذاشتی
یک پنجره به سمت خیابان گذاشتی

اردیبهشت چشم تو بود و برای من
پلکی برای خواب زمستان گذاشتی

گفتم بمان برای همیشه نخواستی
گرد و غبار گوشه ی ایوان گذاشتی

حرفی زدم که حال و هوایت عوض شود
برزخ شدی و سر به گریبان گذاشتی

می خواستم که همدم تنهائی ات شوم
سر را به روی دامن ِ باران گذاشتی

می خواستم که همسفرت باشم و مرا
پشت چراغ قرمز بحران گذاشتی

گفتم بدون تو نفسم بند می شود
گفتی نترس .... نقطه ی پایان گذاشتی


دیگر غروب گریه برایت نمی کنم
تنگ غروب سر به بیابان گذاشتی.

شاعر؟

13 سال و 4 ماه و 12 روز و 20 ساعت و 42 دقيقه قبل
فردایی دیگر

متشکرم دوستم...
یه دوست برام میلش کرده بود..ولی شاعرشو ننوشته بود..

13 سال و 4 ماه و 12 روز و 20 ساعت و 39 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)