دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در را که زدند زن هنوز داشت برای فوت پدرش گریه می کرد. مرد بلند شد که برود و در را باز کند. زن گفت: «احتمالا آمده اند به من تسلیت بگویند. خودم می روم در را باز می کنم.» و رفت. پشت در که رسید پرسید: «کیستی؟» گفت: «در را باز کن؛ آمده ایم علی را برای بیعت ببریم...»

بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)