دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@✔کتــ☾ــے ... این دریای پر تلاطم سکوت هر لحظه مرا بیشتر به خود میخواند نشانه های نور رو به زوال است کسی،چیزی هست مرا نجات دهد؟؟؟ چشمای خسته ام دستها را می بیند دستهایی گرچه سرد... اما افسوس دستهای بسته من چشمهای خسته من ارزوی دیدن خورشید را در وجودم کشته است سردی مرگ در تمام وجودم رخنه کرده ولی گرمایی جاودان جان را به جسم گره می زند نمی دانم چیست عشق شاید امید گرچه واهیست اما گرمایش مرا به زندگی دوباره می خواند هر چه هست باشد خداوندا مگیرش از من

1392/03/01 - 01:47

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)