دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

همکارم بچشو آورده اداره. بچش اومده کنارم میگه عمو عمو بیاااا. یه مرغ دارم روزی 2 تا تخم میزاره. منم گفتم خیلی خوبه مرغت. بزار به کارش ادامه بده. مزاحمش نشو

1392/03/01 - 12:45 در میکده
13 ديدگاه
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

دیگه واقعا احساس انجام دادن کار بد بهم دست داد. عذاب وجدان. آخه نمیدونید چه جونوریه. دفعه قبلی گفتن استامپ بهش بدم و منم دادم. رفتم جلسه و برگشتم تمام سیستم و میز و در ودیوارو استامپی کرده بود. از اوناست که انرژی فنا ناپذیر داره. ولی خیلی با مزه صحبت میکنه

13 سال و 4 ماه و 5 روز و 18 ساعت و 50 دقيقه قبل
reza

خوب باهاش راه بیا بیچاره رو. تو هم باید می شستی باهاش استامپ بازی می کردی

13 سال و 4 ماه و 5 روز و 18 ساعت و 48 دقيقه قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

اینجا اداره هستش. یه سازمان.
چرا؟
اتفاقا این ترم درس "هنر در دنیای کودکان" داشتیم

13 سال و 4 ماه و 5 روز و 18 ساعت و 43 دقيقه قبل
مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]

خوو من بچه بودم از این کارا نمیکردم

کلا تو مدرسه م وقتی ما کلاس پنجم بودیم این اولیا مارو میخوردن

13 سال و 4 ماه و 5 روز و 18 ساعت و 41 دقيقه قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

به به. چه دختر خوب و خانومی.
از دسترس اون کلاس اولیا دور بمون

13 سال و 4 ماه و 5 روز و 18 ساعت و 39 دقيقه قبل
مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]

خدایی بود من دیگه از اون مدرسه رفتم وگرنه تا الان تبدیل به گلوکز شده بودم

13 سال و 4 ماه و 5 روز و 18 ساعت و 38 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)