دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یاد افتاد، دلش گرفت. به زیر زمین رفت ، صندوقچه کهنه مامان رو برداشت، خاک روی اونو پاک کرد . در صندوقچه را که باز کرد عطر عجیبی پیچید ، با خودش گفت : مامان که به خودش عطر نمیزد ! صندوقچه را گشت : رویِ روسری مامان دو تا تار مویِ سفید رنگ دید. عطر گیسوی مامان رو بوئید.

1392/03/04 - 12:45 در چهار راه
1 ديدگاه
امیر کریمی

ادوارد گلبوداغیانس

داستانک روزنامه همشهری

13 سال و 3 ماه و 28 روز و 21 ساعت و 9 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)