دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Anonymous
Anonymous
Arash_dragon

شبی مست رفتم اندر ویرانه‌ای ناگهان چشمم بی افتاد اندر خانه‌ای نرم نرمک پیش رفتم در کنار پنجره تا که دیدم صحنهٔ دیوانه‌ای پیرمردی کور و فلج در گوشه‌ای مادری مات و پریشان همچنان پروانه‌ای پسرک از سوز سرما می زند دندان به هم دختری مشغول عیش و نوش با بیگانه‌ای پس از آن سوگند خوردم مست نروم بر در خانه‌ای تا که بینم دختری عفت فروشد بهر نان خانه‌ای

1392/03/05 - 12:03
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)