خدایا هر چه زودتر بساط انتخابات جمع بشه ..داره روح و روانمو میخوره ...خط های باطلی که حق نشون داده میشن ...کارای از پیش برنامه ریزی شده ای که نخ نماشده برنامه هاش...و باید خودتو ناچار به نفهمی بزنی...ادم نباشه که این حسو تحمل کنه بهتره تا باشه حماقتشو عیان کنه...بازی میدن ..و بازی کنم باید..درد داره خیلی درد داره...توی دو روز چهار ساعت خوابیدم..هم باید درسا رو بخونیو امتحان ..هم فکر تحقیق و مقاله باشی..هم این مسائل دردناک نه جگر سوز رو...ای شیر پیر و در چشم تندباد حوادث..ایران, کاش انقدر دوستت نداشتم.
1392/03/06 - 17:38 در
شب نامه
دلم به درد میاد ..عقلم ناچار ..و شجاعتم نشسته...
13 سال و 3 ماه و 29 روز و 18 ساعت و 46 دقيقه قبلبه قولی برو عمو ..پس حرف هم نزن.