دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

يک نفر مثل پری يک دو نظر آمد و رفت / با نگاهی به دل خسته ام آتش زد و رفت / "آخرش هم دل ديوانه نفهميد چه شد / يک شبه، يک شبه ديوانه چشمان که شد؟" ... !/ [محمدحسین بهرامیان]

1392/03/06 - 23:11 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

"آی تو! تو که فريب من و چشمان منی!

تو که گندم! تو که حوا! تو که شيطان منی!

تو که ويرانِ منِ بی خبر از خود شده ای!

تو که ديوانه ی ديوانه تر از خود شده ای!"

در نگاه تو که پيوند زد اندوه مرا ؟

چه کسی گل شد و لبخند زد اندوه مرا ؟

تو کجايی و منِ ساده ی درويش کجا

تو کجايی و منِ بی خبر از خويش کجا؟ ... !

13 سال و 3 ماه و 23 روز و 8 ساعت و 53 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)