دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گل رو ب طرف بابا دراز کرده بود می گفت : بابا جون بگیر بابا نگاه میکرد و گریه میکرد تعجب کردم چرا گل رو نمیگیره ! پرستار ک ملحفه رو کنار زد دلم آتیش گرفت دو دست و دو پای پدر قطع شده بود پدر گریه می کرد و دختر بهش زل زده بود ...........خاطرات خاک ریز

1392/03/07 - 12:07
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)