دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یه پیرمرد ِ مهربونی سر بلواری که خونه گرفتم ، نانوایی داره ... روز اول که رفتم نون بخرم گفتم آقا دونه نون میخوام ... برگشت یه نگاه بهم کرد چرا یه دونه ؟ گفتم آخه یه ... زندگی میکنم ... برگشت گفت وقتش که بشه میافته برات! ایشالله خوشبخت بشی ... با حرفای ِ گرمش خیلی کردم ... بعضی وقتی با بعضی از آدما که حرف میزنی اینقدر شیرین حرف میزنن دوست داری رو ...

1392/03/09 - 22:15 در بنویـــس . . .
10 ديدگاه
: ) اَمـــَد

من هر چی تو روز اتفاق میافته یا به ذهنم میرسه می نویسم تو یه دفترچه کوچولو بعد میارم اینجا می نویسم . واقعی بود این ...

13 سال و 3 ماه و 22 روز و 10 ساعت و 36 دقيقه قبل
: ) اَمـــَد

گروه ِ خل و چله ها بیاید به این سوال ِ داداش وحید جواب بدید ؟ زود

@aloNE**
@مجیــد
@OoOoaLi(Hi-bYE)oOoO

13 سال و 3 ماه و 22 روز و 10 ساعت و 15 دقيقه قبل
aloNE**

احمد منم عروست فکر کنم نگو نه که ناراحت میشم شدید

13 سال و 3 ماه و 22 روز و 10 ساعت و 5 دقيقه قبل
: ) اَمـــَد

جان کیف کردی ،وحید دیشب بهت زنگ زدم صدام رو که خوب شنیدی چطور بود ؟ً! به ستاره بگو صدام شبیه صدای ِ ِ

13 سال و 3 ماه و 22 روز و 10 ساعت قبل
۩۞۩وحید۩۞۩

اره ستاره تازه داماد صداش گرفته بود نمیدونستم چه کار کنم

13 سال و 3 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 58 دقيقه قبل
aloNE**

احمد الهی علی برات بمیره چرا صدات گرفته بود وحید هوای این احمدد ما را داشته باش

13 سال و 3 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 53 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)