دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آن روزها كه پنجره‌ام رو به صبح بود / می‌شد به سايه‌های نگاهِ تو دل سپرد / می‌شد محيط خاطره‌ها را حساب كرد / می‌شد خطوط چهره احساس را شمرد ... !/ [زهره قاسمی]

1392/03/10 - 21:35 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

آن روزها كه زير نفسهاي آفتاب
خواب از سر لبان شب آلود مي‌پريد

وقتي عبور ثانيه‌ها سرد سرد بود
من در تو ضرب مي‌شد و آتش مي‌آفريد

مجذور اشتياق سلامي دوباره بود
جذر بهار و آئينه مي‌شد بلوغ مرگ

مي‌شد براي صورت گل مخرجي نوشت
كسر هميشه ساده نمي‌شد به دست مرگ

در خشكسال دل به توان مي‌رسيد اشك
جمع شب و ستاره جوابش طلوع بود

راهي شدن به سمت صداي رساي عشق
منهاي هر بهانه جوابش شروع بود

13 سال و 3 ماه و 19 روز و 21 ساعت و 51 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)