دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اون روز دختر کوچولویی اومده بود می خواست بازی کنه... گفتم این رضایت نامه رو ببر بابات امضا کنه بعد... بهم گفت من که بابا ندارم... مرده...غصه خوردم براش.. گفتم پس بده مامانت امضا کنه... روز بعد با یه آقایی اومد که دقت کردم بهش می گفت بابا... بعد از رفتن آقاهه ... رفتم نشستم جلوش، گفتم کلک تو که اون روز گفتی بابا ندارم ... گفت آره اونی که دیدی داییمه... از بس دوسش دارم بش می گم بابا... بعد چند دقیقه گفت؛ عمو به قرآن من دروغ نمی گم بابام ... نذاشتم حرفشو تموم کنه...بش گفم ؛ آی...!!! چرا قسم می خوری ... همین که گفتی باور کردم... بچه ها دروغ نمی گن

1392/03/11 - 19:57
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)