دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

delaram
delaram
DeLaRaM14

تو بیمارستان بودم دیدم یه خونواده وایسادن پشت پنجره مریضشونو نگاه میکنن و زار زار گریه می کردن.... رفتم جلو ... از یکیشون پرسیدم جریان چیه ؟گفت بابابزرگمه دو روزه معده اش بادکرده فک کنم کارش تمومه.... خلاصه اومدم سراغ کار خودم یهو دیدم یکی از تو اتاق اومد بیرون بلند گفت : گوزید ... گوزید.... خدا رو شکر... بالاخره گوزید .... ! من نا خودآگاه خنده م گرفت برگشتم دیدم همه شون خوشحالن ... باد معده ی بابائه خارج شده بود ... تا شب فکرم مشغول بود که واقعا چه نعمت هایی داریم و قدرشو نمی دونیم ...!!

1392/03/11 - 20:48
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)