دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یه نقاشی ازش داشتم. یه گردنبند به اسمش که همیشه گردنم بود. یه غنچه رز که لای دفترم خشک شده بود. یه عالمه پاتوق و خیابون که باهاش رفته بودم. همه اینا به کنار. اون مدادی که آخرین طرحی که باهاش صورت و نگاهشو زدم کجای دلم بذارم آخه؟؟؟ با دیدن یه مداد یه سانتی هم باید دلم تنگ بشه آخه؟؟؟؟؟؟؟؟

1392/03/11 - 22:20 در عاشقانه زیستن
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)