دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

maryam
maryam
patOmat92

تلفن همراه پيرمردى كه توى اتوبوس كنارم نشسته بودزنگ خورد... پيرمرد به زحمت تلفن را با دستهاى لرزان ازجيبش درآورد، هرچه تلفن را در مقابل صورتش عقب و جلو كرد نتوانست اسم تماس گيرنده را بخواند... رو به من كرد و گفت،ببخشيد ، چه نوشته؟ گفتم نوشته،"همه چيزم" پيرمرد: الو، سلام عزيزم... يهو دستش راجلوى تلفن گرفت وبا صداى آرام ولبخندى زيبا و قديمى به من گفت،همسرم است.

1392/03/12 - 12:51
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)