امروز خیلی دلم گرفته میخام یه دکلمه ای که خسرو شکیبایی خونده با خودم زمزمه کنم که الانم آهنگ وبلاگمه...میتونی این مطلبو تا اخر بخونی میتونی هم نخونی ...به من ربطی نداره....حتی میتونی لایک هم نزنی....چون دارم برا خودم مینویسم... مادر سلــــام...خانه ات آبادان....گفتم که خانه ات!! در نامه تو خواندم و دانستم بیداد زخم ظالم موشک سقف گلیم خانه ما را به خاک ریخت... مادر غمت مباد که پاهای ما به پاست... .دست تو ،دست من ،دست هـــــــــزار من....میسازدو دوباره می آغازد هرآنچه که تیر فتنه می اندازد بقیشو نمیگم چون اشکم در اومد...برو تو وبلاگم بقیشو گوش کن www.bia2architect.loxblog.com