دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

1 ديدگاه
motefavet

شب در سکوت کوچه بسی راه رفته بود

امواج مد واقعه تا ماه رفته بود

هر یوسفی که پیرهنی از کمال داشت

با طعن گرگِ حادثه در چاه رفته بود

حتی زمین که دیر زمانی خروش داشت

در خلسه‌ی شکفتن یک آه رفته بود

دختر طلای زنده به گوری به گوش داشت

شیطان به بزم مردم گمراه رفته بود

تنها به مکه بود که در جاده‌ی حرا

مردی به شوق سیر الی الله رفته بود

آن مرد هم تو بودی و تکبیر زن شدی

ذریّه‌ی حقیقی آن بت شکن شدی

13 سال و 3 ماه و 13 روز و 18 ساعت و 16 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)