حسرت دیروز که رفت...نگران فردایی که خواهد آمد! آرزوهایی که حال تنها میتوان آنهارا در میان دفتر خاطرات نگه داشت. روزهایی که رفت و فرداهایی که با دلتنگی همراه است. تنها و تنها و باز هم تنها ... قلبی که هر چه کرد قدر عشقش را ندانستند ... روحی که پر شد از ترک ها و زخم های زمانه ... رویایی که شده کابوس هر شبم ... باشد اگر این سهم من است از زندگی باکی نیست... همه را میخرم به جان به بهایی که تو خوب میدانی... لبخند بزن باز هم ...دوست دارم نیشخندهایی را که به احساسم میزنی ...
1392/03/16 - 21:32 در
عاشقانه زیستن