دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خودمو یه قدم زدن دعوت نمودم عصری بعدم یه سر به استادم بزنم همون حوالی... ...پس از اون هم ...ادامه ماجرای های کاغذ و خودکار صبح ...ایشالا فردا اماده میشم کم کم برای رفتن ...خدانگهدار..یاعلی.

1392/03/19 - 16:41 در شب نامه
9 ديدگاه
محمّد حسین حدّادزاده

منم بیام خاله، بیـ یــــــــــــــــــــــــــــام،

13 سال و 3 ماه و 10 روز و 17 ساعت و 34 دقيقه قبل
فردایی دیگر

چون بچه ی خوبی بودی دفعه های بعدی میبرمت ..

13 سال و 3 ماه و 10 روز و 10 ساعت و 33 دقيقه قبل
فردایی دیگر

من رسیدم خونه خواهرزاده...دیگه دفعه بعدی ایشالا ...

13 سال و 3 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 16 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)