شكر و سپاس و منت و عزت خداي را پروردگار خلق و خداوند كبريا دادار غيب دان و نگهدار آسمان رزاق بنده پرور و خلاق رهنما اقرار مي كند دو جهان بر يگانگيش يكتا و پشت عالميان بر درش دو تا گوهر ز سنگ خاره كند، لعل از صدف فرزند آدم از گِل و برگ گُل از گيا سبحان من يميت و يحيي و لااله الا هو الذي خَلَقَ الارض و السما باري، ز سنگ چشمه ي آب آورد پديد باري از آب چشمه كند سنگ در شتا گاهي به صنع ماشطه بر روي خوب روز گلگونه ي شفق كند و سرمه ي دجا درياي لطف اوست وگرنه سحاب كيست تا بر زمين مشرق و مغرب كند سخا انشاتنا بلطفك يا صانع الوجود فاغفرلنا بفضلك يا سامع الدعا ارباب شوق در طلبت بي دلند و هوش اصحاب فهم در صفتت بي سرند و پا شبهاي دوستان تو را انعم الصباح وان شب كه بي تو روز كنند اظلم المسا ياد تو روح پرور و وصف تو دلفريب نام تو غم زداي و كلام تو دلربا بي سكه ي قبول تو، ضرب عمل دغل