دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

همان موقع که به شدت تشنه بودم و از این سر شهر به آن سر می رفتم، باران بارید... درست روی لبهای من که خشک شده بودند و تشنه بودند و یادم آمد که همین نیم ساعت پیش پیش خدا زمزمه کرده بودم: کاش باران ببارد...

1392/03/24 - 02:05 در برای مخاطب
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)