دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در کوچه داد میزد:بیسیم رو بده...برید تو سنگر. دستش می‌لرزید...سرش هم...(نیرو کمکی چی شد؟!بچه ها دارن پر پر میشن)...هی خود را به زمین میزد(بخوابیییید... خمپاره!)مردم جمع شده اند...میخندند...به پدرم...(محمد شهید شد!)بخندید...به گریه هایش بخندید...او گریه میکند و شما بخندید....روزی خلاص میشود...روزی میرود...از آن بالا به شما خواهد خندید...

1392/03/24 - 16:39 در Coma
1 ديدگاه
AriA∞I Love Khamenei∞

پدرم در کوچه مینالید:خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

13 سال و 3 ماه و 6 روز و 10 ساعت و 11 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)