دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

همیشه دلم میخواست پرنده داشته باشم برای خودم تو خونمون..از همون بچگیمم..مثلا مث قناریای دایی احمدم....ولی هیچ وقت دلم نیومد پشت میله های قفس ببینمشون ..دایینا قناری و مرغ عشقای زیادی دارن همشونم قفسی ان ...وقتی میرم خونشون نمیرم ببینمشون ..اذیت میشم ..دلم میسوزه ..برای جوجه های بی مادرشون خیلی بیشتر ..هر چیزی از جلوی قفسشون رد میشه سریع دهنشونو باز میکنن و میلرزن...چطور میشه تحمل کرد یه پرنده رو توی قفس..؟

1392/03/27 - 17:10 در شب نامه
1 ديدگاه
فردایی دیگر

اینو هر بار به دایی هم گفتم...و هر بار میگن تلخش نکن به کامم دایی..
بعدم پشیمون میشم که چرا اذیتشون کردم.

13 سال و 3 ماه و 5 روز و 14 ساعت و 17 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)