دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میکنم که چن وخ پیشا همینجوری داشتم وـــِــل میچرخیدم تو نت ... با یه دخدَره آشنا شدم اسمش " معصومه " بود ... خیلی دوسش داشتم و خیلی با ناز و اَدا و به اصطلـآح حرف میزد ... و اصن دیگه کـــآملـآ دیوونه ش شده بودم ( تو همون شبه اول ها !! ) ... بعد از تقریبا 1 ساعت و ربع چــَــتیدَن ( که اتفاقا خیلی آروم هم تایپ میکرد و منم گذاشته بودم به حساب بودنش !! ) بهم گفت که میخواد بره ! ... من گفتم کجا ؟! ... اونم گفت ننوشتم آخه !! ... اولش فکر کردم لوس بازیــآشه ... تا اینکه کاشف به عمل اومد دخدَره 12 سالشه و کلـآس ابتداییه ... ... ... من تو اون لحظه ...:

1392/04/01 - 18:31 در اعترافگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)