دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یه خاطره بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ... سال پیش رفته بودیم مشهد با دوستام ..بعد گفتیم بریم حموم عمومی ... رفتیم یه حموم عمومی بود از اینا که با یه لیف 15 نفرو لیف میزنه . . . بعد اومدیم سرامونو بشوریم یه بندع خدا غریبه بود گفت از شامپوتون یه ذره به من میدین ؟ گفتیم بفرمایید ...بعد یه شامپو نو هم داشتیم از این داروگر بزرگــــــــــــا بعد این بنده خدا رفت زیر دوش سرشو بشوره هی دوست من از بالا شامپو درسته هرو میریخت رو سر این بنده خدا بعد 10 دیقه خدا وکیــــــــــــلی اومد بیرون از زیر دوش نفـــــــــس کم اوورده بود شامپو هم آخراش بود . . . .با صورت کفی و چش بسته اومد بیرون داد میزد این چه شامپویی . . .. دیگه مام در و دیوارو گرفته بودیم از خنده . . .. . خدایا مارو ببخشخیلی کار بدی کردیم

1392/04/01 - 22:05

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)