دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چن شب پیش ک ی خونه ی یکی از فامیلا بودیم صب با صدای بلندی ک ِ از خوردن قاشق و استکآن بلند میشد از پریدم ... | ||| پیره زن ِ با چنان حرکتی اینکارو میکرد انگآر ب جآی قلوه سنگ تو چآییش ریختن || هر وقت ما باهاشون جآیی میریم هر روز چهار و نیم -پنج صبح ما بچه ها رو ک ِ پیش تلویزیون تو هآل خوابیدیم از خواب میپرون ِ و بعد با چنآن صدای چندشی چایش رو هورت میکش ِ ک ِ حآلم بد میش ِ ...|| بعد از شدن چایش شروع میکن ِ ب ِ خودش و زمین و زمان زدن ..|| وقتی هم ک ِ خوب ما رو از خواب بیدار کرد دوباره میخواب ِ ... |||| .../

1392/04/03 - 15:05

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)