دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نخفته ایم که شب بگذرد، سحر بزند / که آفتاب چو ققنوس، بال و پر بزند / نخفته ایم که تا صبح شاعرانه‌ی ما / از ره رسیده و همراه عشق ، در بزند ... !/ [زنده یاد حسین منزوی]

1392/04/03 - 15:58 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

نسیم ، بوی تو را می برد به همره خود
که با غرور ، به گل های باغ سر بزند

شب از تب تو و من سوخت ، وصلمان آبی
مگر بر آتش تن های شعله ور بزند


تمام روز که دور از توام چه خواهم کرد
هوای بستر و بالینم ار ، به سر بزند ؟

چو در کنار منی کفر نعمت است ای دوست
دو دیده ام مژه بر هم ، دمی اگر بزند!

بپوش پنجره را ، ای برهنه ! می ترسم
که چشم شور ستاره ، تو را ، نظر بزند

غزل برای لبت عاشقانه تر گفتم
که بوسه بر دهنم عاشقانه تر بزند

13 سال و 2 ماه و 25 روز و 22 ساعت و 23 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)