دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دخترکوپسرهردوباهم خیلی خوب بودن اوناهرروزبه پارک میرفتندوخوشحال بودن اوناانگارتوی یه دنیای دیگه ای به سرمیبردنداصلابه اطراف خودشون توجهی نمیکردندوفقط به خودشون فکرمیکردندتااینکه روزای خوشی تموم شد.یه روزی ک باهم رفته بودندپارک دخترحالش بدشدوبی هوش شددخترتوی بغل پسرک بیهوش افتادوپسرهم نگران ک چه اتفاقی برای عشقش افتاده بعدازاین پسر دخترک رابردپیش دکترودکترهم بعدازمعاینه دختر اورافرستادتاکه آزمایش بگیردوبرگردد.جواب آزمایش بعدازچندروز رسیدپسررفت پیش دکتر...دکترسکوت کردوچیزی نگفت پسراعصبانی شدوازدکترپرسید:که عشقم چش شده دکتربعدازچنددقیقه صحبت خودش راشروع کرددکتربامقدمه چینی زیادبه پسرگفت که دخترچش شده...پسریه دفعه شکه شدانگارکه دنیاروی سرش خراب شده وکاملادگرگون شد.پسربه خونه رفتوکلی باخودش فکرکرداوفکرمیکردوگریه...روزبعددوباره دوران خوشی دختروپسرامددوباره اونابه پارک میرفتن وخوشحال بودن..دخترهی ازپسرمیپرسیدکه دکتراون روزچی گفت اماپسرجواب نمیدادوبحث روعوض میکردتااینکه طاقت دخترسراومدوگفت که اگه نگی دیگه باهات حرف نمیزنم وپسرهم گفت اگه میخای بفهمی فردابیاخونمون دخترهم قبول کرد...بقیش پست بعدی

1392/04/09 - 12:35 در بروبکس توییت
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)