دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شیــر و رفقـاش نشسته بودن ، مشروب میخوردن و خــوش میگذروندن در بـین صـحبتهاشـون آقا شــیره نگاهـی بـه ساعتش مـیندازه و مـیگه: آُه اُه اُه ساعـت 12 شـده من باید برم خانم خونه منتظره ... گاوِ پوزخندی میزنه و میگه: زن ذلیلو نیگا ،ادعاتم میشه سلطان جنگلی؟ شیرلبخندِ تلخی میزنه و میگه: تـوی خـونه یـه "شیر" منتظِـرِ منه نـه یـه "گـاوی" مثل تــو !

1392/04/09 - 14:24 در لطفا لبخند بزنید
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)