دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

انار شو که تمام لب تو را بِمَکَم به بغضم این همه سوزن مزن که می ترکم! شب است و عطرِ خوشِ نانِ تازه ای تن تو بگو چه کار کنم با دلِ پُر از کَپَکَم؟ دهانم آب می افتد،چقدر می افتد دهانم آب برایت،انارِ با نَمکم! انارِ سوخته ام من،دل مرا بچلان نمک بریز و بنوش از ته دلِ تَرَک تَرَکَم شبی که بغض کنی، صبح می چکد گُل گُل صدای گریه ی تو ،از لبانِ نی نمکم مخاه دختر چوپان !که باد حمله کند به دشت های پُر از گلّه های شاپرکم تو می شوی ملکه- گوش واره ات گیلاس بساز با نخ گیسوت،تاج قاصدکم شبیهِ تکه ای ابری غریبه ام، تو بگو به چشم هات، که بارن کنند نم نمکم ببین که دست من- این تا به فرق در مرداب بدل شده است به فریادِ آخرین کمکم! نو چون عروسکِ خاموشِ قصّه ها شده ای و من غریبه ی شهر هزار آدمکم شبیهِ غربتِ یک لاک پشت در برکه همیشه دور و برِ چشم هات می پلکم

1392/04/09 - 23:12
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)