دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

همه ي مداد رنگی ها مشغول بودند ...به جز مداد سفيد... هيچ کسي به او کار نمی داد...همه می گفتند : ( تو به هيچ دردی نمي خوری) ...يک شب که مداد رنگی ها... توی سياهی کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد... ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد... صبح تویِ جعبه مداد رنگی.. جاي خالی او...با هيچ رنگی پر نشد .

1392/04/11 - 16:19 در دوره
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)