دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

...

1392/04/12 - 12:47 در دوره
1 ديدگاه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

"شب" امد و پیمانهء تب داد بدستم
شب هاست ؛کزین تلخوش بدمزه؛مستم
آوخ!که بجای می و مینای طرب ساز
داده است فلک؛شیشه تب سنج بدستم!
در آتش تب؛جان وتنم سوخت؛دریغا
جز تب ؛نبود قسمتی؛از جام الستم!
بر صفحه تب سنج نظر دوخته هر شب
چون بر رخ پیمانه؛چوهر باده پرستم
تابرسر تب سنج گذارم سر انگشت
ناگه؛جهدش جیوه؛زسبابه شستم!
نزدیک چهل رفت تبم امشب و چون دوش
از زندگیم رشتهءامید گسستم
نیمی نشد از شب؛که چهل بار ز بستر
برخاستم؛ازسوزتب وباز نشستم!
صدباربدیدم؛رقم صفحهءتب سنج
آخر بستوه آمده؛آن شیشه شکستم
چون؛ نیک درآن آینه دیدم که چه زشتم
از سوز دل و خشم؛دل آینه خستم
دردا ؛ که میان سی وپنج و چهل و دو؛ست
اندازهءسوزی که درآن بودم و هستم
در کمترو افزونترازآن؛جان بتنم نیست
ایوای!که من زندهءاین هفتخطستم!
باآن همه گرماکه بلندست زخورشید
حقاکه بدین گرمی محدود؛چه پستم!
....!به فروغ دل وبا گرمی جان بود
کز سردی و تاریکی این وسوسه؛رستم

13 سال و 2 ماه و 19 روز و 4 ساعت و 23 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)