دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ممد
ممد
CROCODIL777

لامپ مهتابی، از مریدان شیخ نقل است که شیخ [!] الدین را بدیدم کلاس درسی مهیا نموده و مریدان در آن کلاس مستمع و شیخ مشغول به تدریس مبحث پیچیده ی علمی. چون سخنان شیخ داغ شده و مبحث لحظه به لحظه پیچیده تر بشد، یکی از مریدان ناخودآگاه دهان منحوس خویش گشوده و خمیازه ای به غایت یک کف دست بکشید. شیخ را وقت خوش نیامدی و مرید را به جلو کلاس فرا خواند و وی را به سان خر کتک بزد و سپس وی را از کلاس بیرون نمود. چندی بعد شیخ دلشان به رحم آمده یکی از مریدان را گفتند که مرید مورد غضب واقع شده را به کلاس فرا بخواهد و اینچنین نیز بشد. چون مرید مغضوب به کلاس شد شیخ از باب نصیحت درآمد و وی را گفت که ای مرید نازنین آخر چرا کاری می کنی که مرا بیازاری، آیا رواست که در کلاس چنین کنی و چند جمله ی دیگر بگفت و دوباره عصبانی شده و دگر بار مرید را به باد کتک گرفت و مدام فریاد می زد آیا روا بود اینگونه در کلاس رفتار کنی. نقل است که مرید مغضوب بار دُیُّم از بار اوّل بیشتر کتک بخورد و مریدان که این رافت و رحمت بسیار از شیخ بدیدند عجیب تحت تاثیر قرار گرفتند و خشتک خویش پاره نموده، بر سر کشیدند.

1392/04/12 - 17:20
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)