دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

...

1392/04/12 - 19:38 در دوره
1 ديدگاه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

من دیوانه ؛ بر هر عاقل فرزانه می خندم
بهر فرزانه کو خندد بهر دیوانه ؛ می خندم
هر آن بی ذوق و بی شوقی که زد لاف از خردمندی
برآن بی مایهء بیچارهء پر چانه؛ میخندم
یکی از عقل مینازد؛ دگر بر عشق می تازد!
براین خامان از عشق و خرد بیگانه؛می خندم
دلی کز عشق خالی شد؛برآن ویرانه می گریم
سری کز ادعا پر شد؛برآن انبانه می خندم
به مستی ؛چارهء غم کن!که من از دولت صهبا
چو مینا ؛بر بد ونیک جهان؛رندانه می خندم
بسا پیمان که می بندم بروز؛از بهر ترک می
چوشب شد؛ بر همان پیمان؛به یک پیمانه میخندم
* * *
چو می بینم که جان بازد؛بگرد شمع پروانه
برین جانباز می سوزم؛برآن جانانه می خندم
حدیث شمع و پروانه کهن شد؛در جهان نو
درین دنیای پر افسون؛بدان افسانه میخندم
اگر دندانهءقصری؛فرو خواند بدل پندم
ازین اندرز می لرزم؛برآن دندانه می خندم
و گر ساقی به میخواران کند ناز؛از پی جامی
برآن هر جایی افسونگرفتانه می خندم
چودر زیر عبای شیخ؛سبحهءتزویر
گهی بردام صیادو گهی بردانه می خندم
یکی می گفت:"مجلس خانهءملت بود"گفتم:
"گهی بر خانه؛گه بر ریش صاحبخانه میخندم"

*

بسیلی؛صورت نیلی؛چو آتش سرخ میدارم
زهشیاری پریشانم؛از آن مستانه می خندم
بسوز ایدل !بر این دنیای بی سوز و گداز ما !
مگو د...!به سوزشمع یا پروانه می خندم

13 سال و 2 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 54 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)