دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از زمزمه دلتنگيم، از همهمه بيزاريم / نه طاقت خاموشی، نه ميل سخن داريم / آوار پريشانی‌ست، رو سوی چه بگريزيم؟ / هنگامه‌ی حيرانی ست، خود را به که بسپاريم؟ ... !/ [حسین منزوی]

1392/04/13 - 22:38 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

تشويش هزار آيا، وسواس هزار اما
کوريم و نمی بينيم، ورنه همه بيماريم

دوران شکوه باغ، از خاطرمان رفته‌ست
امروز که صف در صف، خشکيده و بی‌باريم

دردا که هدر داديم آن ذات گرامی را
تيغيم و نمی‌بريم، ابريم و نمی باريم

ما خويش ندانستيم بيداريمان از خواب
گفتند که بيداريد، گفتيم که بيداريم


من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته
اميد رهايی نيست، وقتي همه ديواريم

13 سال و 2 ماه و 15 روز و 20 ساعت و 43 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)