دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محمد
محمد
mamaligroups

آخرشب بود*مست وخراب ازکوچه ای میگذشتم،ناگهان دورورم پرازگرگ های ناشناس شد*سردسته،انهاجلوآمد*سر بالا آوردم ودیدم اوهمان است ک بیادش مست کردم*نیش خندی زدم وگفتم بزن..!زد.!باورم نمیشد!اوهمان بره ای بود*ک خودم گرگش کردم

1392/04/14 - 13:54
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)