دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

...

1392/04/15 - 19:10 در دوره
1 ديدگاه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

چی بگم ؟

اگر بخواهم حرف بزنم ...

خیلی می شود زد؛ حرف

اگر بخواهم بگویم که چه حسی به من دست می دهد که حس می کنم

وقتی گفته اند پای همین درخت منتظر باش...

بر می گردم

و برنگشته اند !...

گفته اند

لب همین دریا بایست ..با صدف ها بازی کن...

بر می گردم

و برنگشته اند....

گفته اند

یه لحظه ....................

و تا دو روز؛ من در همان یه لحظه ایستاده ام...

باورتان می شود ؟!

باورتان می شود این همه ایستادن ها را؟

باورتان می شوددددددددددددددددددددددددددددددددددددد ؟

به کی بگویم که این طور " تا " کردن ؛

خوب نیست ...

بی انصا[!]ت .....

بد است ...........

شکستن است .......

خرد شدن است

فکر میکنید خودم را می گویم ؟

نهههههههههههههههههههههههههههههههه...ه

شما را می گویم.......

چرا اینقدر بی انصاف هستید با خودتان ؟

چرا این همه بدی می کنید با خودتان ؟

چرا اینقدررررررررررر .... می شکنید خودتان را ؟

آخر چرا خرددددددد می شوید ؟

من از آن آدم هایی هستم که می گویم

هپ چی که می کنی.....؛به خودت کردی.

از آن هایی هستم که همیشه می ایستم ...

و در این ایستادنم...

هی راه می روم !

برای من ....

بودن ؛ یک دنیا می ارزد

ماندن ........

خیلییییییییی زیباست

زیبایی ....به خودی خود ...............

یک ریال هم نمی ارزد برای من

غرور را .....

می شکنم..............

با غرورم !

تنه بخورم..... نمی افتم

می تنم !

یعنی تنه می زنم ...

ودر این تنیدن ها ....

زیباترین تارها را می دوزم

وحشی تر و شگفت انگیزتر از هر تار عنکبوتی !

13 سال و 2 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 50 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)