جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
"چشمانم بارانیست ....برای سیمین !"
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 33 دقيقه قبلسیمین را چندبار دیدم و پای حرف هم نشستیم
با هم حتی.... کلنجار رفتیم سر حرف زدن من !
منم سر حرف زدن او
او می گفت : "حرف که می زنی ...باید حرف دلت باشد "
منم می گفتم :"حرف که می زنی ...باید حرف دلت باشد"
! ! !
هر دو یک چیز می سرودیم در حقیقت خودمان !
ولی لذیذ بود کلنجار رفتن دو حرف شبیه هم !
چون ...
واژه های سیمین فرق می کرد با زاویه های من !
دوستی نوشته بود
" چشمانم ...بارانیست برای سیمین "
ومن ته دلم گفتم
"من"...خود بارانم ؛ برای سیمین !
دنیای ما ...چقدر تو خالیست !
مثل جیب پر از پاره پوره فقیر بینوایی؛ که هر چقدر ته آن را می کاود..
جز سوراختک ! هایی ریز و درشت .... چیزی به چنگ نمی آورد !
دانشور را..... با جلال شناختم
برغم سن زیبایی که داشت و پر غرور....
من با سن کمم....
سر در هوای حرف هایش گذاشته بودم
زیبایی نوشتن هایش
بکر و ناب بود
زیبایی رفاقتش با جلال...... چقدر رشک برانگیز بود ؟فقط من می دانم و من
کتاب ها و دفتر های شعرش ؛یک طرف
زیبایی دوستیش با جلال؛ یک طرف !
من بیشتر شیفته همین زیبایی او بودم
نود سال پیش ....آمد
اما انگار همین امروز آمده است !
در نگاه و حس من...
سیمین با رفتنش ...تازه آمده است
یک پنیر تازه
یک حس تازه
یک لبخند تازه
یک زیبایی و غرور تازه
یک سیمین دانشور قدیم تازه.............................
که هر چقدر می کاوی !
باز ...همان سر " ته " ...... هستی !
من ...خود بارانم برای سیمین
من خود سپیدارم برای سیمین
وقتی ...باد خبر رفتنش را آورد
شانه برباد سپردم ....و لرزیدم...
آن سان که
کلاغ ها و جغد ها و گنجشک ها ی روی شاخه هایم ...
پر گشودند ....
مثل سیمین ...........
و اوج گرفتند ...بر دل ابرها
دنبال جلال
پس سال ها
دلنوشته #جلال #آل #احمد برای #همسرش #سیمین #دانشور
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 32 دقيقه قبل