دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

....

1392/04/15 - 20:32 در میکده
1 ديدگاه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

وقتی که بچه بودم

پرواز یک بادبادک می­بردت از بام­های سحرخیری پلک

تا نارنج­زاران خورشید



وقتی که بچه بودم

خوبی زنی بود که بوی سیگار می­داد و

اشک­های درشتش از پشت عینک با قرآن می­آمیخت



آه آن روزهای رنگین

آه ان روزهای کوتاه



وقتی که بچه بودم

آب و زمین و هوا بیشتر بود و

جیرجیرک شب­ها در خاموشی ماه آواز می­خواند



وقتی که بچه بودم

در هر هزاران و یک شب ، یک قصه بس بود

تا خواب و بیداری خوابناکت سرشار باشد



آه آن روزهای رنگین

آه ان فاصله­های کوتاه



آن روزها آدم بزرگ­ها و زاغ­های فراغ این­سان فراوان نبودند

وقتی که بچه بودم مردم نبودند

آن روزها وقتی که من بچه بودم



غم بود

اما کم

13 سال و 2 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 11 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)