خیلی خوشبین هم اگه بخوام باشم، دو روزه دیگه میشه یه خط بطلان روی ِ دوسال خاطرهی ِ قد ُ نیم قد. از مدرسهی ِ دوهزار متری ِ بی در ُ پیکر، تا نیلوفر. گوشهی ِ همه خاطرههام چنبره زده. بیشتر از ارغوان حتی. سال ِ پیش همین موقعها، شب ُ روز. چیزایی که فقط خودم خبر داشتم. چیزایی که خیلیها ازش خبر دار شُدن، وسط یه جر ُ بحث ِ بی مُخاطب یا شایدم بیدلیل. اس ام اسهای ِ دلم تنگ میشه هیچکدوم دلم ُ نلرزوندن، جُز صدایی که تو جوابم گفت خفهشو؛ مگه میشه نشه؟ صدای ِ امیر اسید ُ عجیب میپسندم از دیشب. روزا رف شبا رف. روزای ِ خوبم، عشق ِ دیروزم خداحافظ.
1392/04/17 - 15:01 در
روزنوشت
امیر اسید میخونه:
13 سال و 2 ماه و 17 روز و 7 ساعت و 13 دقيقه قبلدور بودیم از هم ی مدت
میگذره روزا ب سرعت
چرا مغروریم من و تو برای بهم رسیدن
وقت رفتن رسیده
از هم باید جداشیم
چرا هیچ حرفی نداری برای بهم رسیدن
خــــــداحافظ
این آخرین دیداره
خــــــداحافظ
از همین حالا من تنها
خــــــداحافظ
روزای خوبم عشق دیروزم
خــــــداحافظ
از همین حالا من تنهام
.
.
.
روزا رفت , شبا رفت , خاطره ها رفت
دل تو دل من ی روز خوب ی روز بد
اگه می شنوی صدام و ندیدی غمام و
چــــــــرا؟!
روزا رفت , .شبا رفت , خاطره ها رفت
دنیای من و تو خیلی .......
مـــــــــــــیری
واسه ی همیشه
هنــــــــــوز
باورم نمیشه
.
.
.
خــــــداحافظ
این آخرین دیداره
خــــــداحافظ
از همین حالا من تنها
خــــــداحافظ
روزای خوبم عشق دیروزم
خــــــداحافظ
از همین حالا من تنهام